عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

956

زبدة التواريخ ( فارسى )

اطراف و حوالى قلعه را فروگرفتند و تا مدّت ده روز محاصره كردند . روز دهم اختيار جنگ سلطانى فرموده از آواى « [ 1 ] » كوس و نقّاره و گوركا و نفير صدا در كوه و دشت انداختند و از طرفين عرّاده و منجنيق در كار آمد و از خروش لشكر و آواز كرّ و فرّ نمودار روز رستخيز آشكارا گشت . مردان مرد و دليران صف نبرد در مقام جانسپارى درآمده مضمون اين بيت بر خود خواندند و گفتند : شعر « [ 2 ] » گر سر برود ترك كلاهى كم گير * ور تن برود برگ گياهى كم گير در آن واقعه اميرزاده محمّد سلطان از مردانگى و رجوليّت آن كرد كه داستان رستم دستان را به دست سخره برآورد و قصّهء مردانگى زال را بر طاقچهء زوال نهاد و اميرزاده ابا بكر بهادر نيز مراسم صفدرى به تقديم رسانيده گوى مسابقت از اقران خود درربود ، عاقبت الامر لشكر منصور چون كبك كوهسارى بر اطراف قلعه بردويدند و چنان موضعى حصين و حصنى منيع را در مقدار « [ 3 ] » طرفة العينى « [ 4 ] » مسخّر گردانيدند . چون خبر اين نصرت مبين و فتح قريب به حضرت صاحب قرانى رسانيدند فى الحال سوار شده ظفر بر يمين و اقبال بر يسار متوجّه قلعهء مذكور شد و ارجا و اطراف آن را ملحوظ نظر عالى گردانيد و محافظت آن به امير طهرتن والى ارزنجان رجوع فرمود و از آنجا عنان عزم پادشاهانه به‌جانب روم منعطف گردانيد و همّت خسروانه بر تسخير آن بلاد معطوف داشته . « [ 5 ] » روى رايت اقبال بدان ديار نهاد . بسيارى از ياغيان و چيتاغان « 1 » در غارها گريخته پناه به جايهاى حصين برده بودند . امير شيخ نور الدّين و على سلطان و دولت تيمور متوجّه ايشان شدند . چون سطوت يأس و انتقام امراى عظام مشاهده كردند در مقام مطاوعت و انقياد [ 221 - ب ] برآمده به عنايت و مرحمت و امان مخصوص گشته و از آن ورطهء هايل جان به سلامت بيرون بردند .

--> ( [ 1 ] ) - ت : آواز . ( [ 2 ] ) - ت : ندارد . ( [ 3 ] ) - ت : مقام . ( [ 4 ] ) - ت : طرفة العين . ( [ 5 ] ) - ت : داشتند . ( 1 ) چيتاغ : طرفدار ( احسن التواريخ ، ص 835 ) .